عبد الرحمن جامى

17

مرقع نى نامه جامى ( فارسى )

يادداشتهاى خود با بينش انفعالى يك غربى در نگاه به فرهنگ و هنر شرق نوشته است كه نقّاش از روى باسمه‌هاى دست‌رنگ چاپ فرنگ به نقّاشى گل و مرغ مىپرداخت و آن‌گاه با ديدگاه رنسانسى خود بر اساس قوانين عينى و ظاهرپرداز فنون نقّاشى فرنگى در آن عصر خرده‌هايى بر كار او گرفته است . آنچه لوبرون به نظر خود از اسباب نقص و ضعف كار نقّاش دانسته در واقع وجه امتياز هنر سنّتى و اصيل شرقى است . نقد و نظر در باب فنونى كه لوبرون هنروران ايرانى را بىبهره و غافل از آنها پنداشته در آن زمان هم در فرهنگ هنرى ايران بىسابقه نبود و اين نوع مباحث نظرى استطرادا در متون و اسناد مكتوب هم انعكاس يافته است . 50 گل و مرغ‌سازى بر خلاف مشهور از پديده‌هاى دورهء صفوى و برگرفته از نقّاشى فرنگى نيست . در متنهاى پيش‌تر از دورهء صفوى نيز به مناسبت از نقّاشيهاى گل و مرغ و انواع مشابه آن در نقّاشى چين ياد شده است . 51 اما نكتهء مهم‌تر در اين است كه نقش‌مايهء گل و مرغ ، به‌ويژه مرغ برگ گل گرفته در منقار ، كه مشخّصه و حالت نوعى و « تيپيك » گل و مرغ در نقّاشى سنّتى است و مانند اين تصوير حافظانه : بلبلى برگ گلى خوشرنگ در منقار داشت . . . سيماى خيالى گل و بلبل در شعر و ادب فارسى ، در دوران استيلاى اسلام در سيسيل ، از ديوار نگارهاى بناهاى اسلامى در پالرمو و نقش زربفتها و كتاب‌آراييهاى ايرانى اقتباس شده و به هنر و نقّاشى غرب راه يافته است . مونره دوويلار ضمن مطالعاتى گسترده در اين زمينه به مقايسهء تصويرى نقش‌مايه‌هاى ايرانى گل و مرغ در پالرمو و چگونگى تأثير آنها بر نقّاشى غرب پرداخته است . 52 على اشرف را شاگرد محمّد زمان ، نقّاش معروف فرنگىساز و فرنگستان رفته ، يا محمّد على پسر محمّد زمان دانسته‌اند . 53 تعلّم على اشرف نزد محمّد زمان يا محمّد على بيشتر بدان سبب تصوّر شده كه در سجع رقم شاخص او « ز بعد محمّد على اشرف است » ، كه به طرز رقمهاى مسجّعى است به ايهام تناسب كه در دورهء صفوى براى اظهار تشيّع و تولّا رايج شده بود ، على در آغاز و انجام دو نام ( محمّد - على - اشرف ) جزء مشترك و در پيوسته با نام مركّب شاگرد و استاد تلقى شده است . البته بدون تصوّر اين اشتراك و اندراج دو نام هم محمّد را بىهيچ وجه امتياز و به تنهايى بر هويّت چند استاد ديگر نيز حمل و تطبيق مىتوان كرد . به هر تقدير به نظر نمىرسد سجع رقم على اشرف ايهام خاصّى به نام استاد داشته باشد و از انواع رقمهاى سجع‌دار عادى تولّايى در آن زمان است . كاربرد سجعهاى معروف به استاد - شاگرد سنّت و رويّه‌اى خاصّ داشته و در دوره‌هاى نوآموختگى و شاگردى به كار برده مىشد كه اينك مجال و مناسبت توضيح و تفصيل در اين باب نيست .